چکیده

     پژوهش حاضر به بررسی تاثیر روش­های تامین مالی و ویژگی­های فردی و تجربه سرمایه گذار بر رفتار وی در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. روش­های تامین مالی مورد استفاده عبارتند از: روش انتشار سهام، روش سود انباشته، روش دریافت وام و روش فروش دارایی. ویژگی­های فردی سرمایه گذار عبارتند از: سن، جنسیت و سطح تحصیلات. همچنین تجربه سرمایه گذار میزان سال­هایی است که سرمایه گذار سابقه فعالیت در بورس را دارد. روش گرد آوری داده­ها بر اساس پرسشنامه می­باشد. بدین صورت که بر طبق فرمول کوکران حجم نمونه به دست آمده است و 100 عدد پرسشنامه مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته است. در این پژوهش، برای بررسی پایایی پرسشنامه از آزمون آلفای کرونباخ استفاده گردیده است. در ادامه با استفاده از آمار توصیفی و ترسیم نمودار هیستوگرام و محاسبات ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن، اطلاعات موجود در پرسشنامه بررسی شده است. در انتها آزمون فرضیه­ها و بررسی تاثیر روش­های تامین مالی و ویژگی­های فردی و تجربه سرمایه گذار بر رفتار او در بورس اوراق بهادار با استفاده از آزمون دو جمله­ای انجام شده است. نتایج نشان می­دهند که روش­های تامین مالی بر رفتار سرمایه گذار در بورس موثر است. همچنین ویژگی­های فردی سرمایه گذار (به غیر از جنسیت) و تجربه او نیز بر رفتار سرمایه گذار موثر می­باشد.
واژگان کلیدی : تامین مالی ، رفتار سرمایه گذار ، بورس اوراق بهادار

مقدمه

     راهبرد تامین مالی در شرکت­ها از مباحث مهم دانشمندان مالی و حسابداری است. از اهداف مهم تامین مالی، انجام سرمایه گذاری در شرکت­ها برای سودآوری بیشتر است. طرق مختلف تامین مالی، شامل تامین مالی داخلی و خارجی یا ترکیبی از این دو نوع است. مدیران بنگاه­های اقتصادی در عصر کنونی، با توجه به محدودیت­های منابع مالی به ویژه در عرصه تجارت جهانی و تنگ شدن رقابت، تحت فشار فزاینده­ای قرار دارند تا هزینه­های عملیاتی و بهای تمام شده را کاهش دهند و کم هزینه­ترین نوع ساختار سرمایه را برای انجام فعالیت­های بنگاه اقتصادی در راستای افزایش ارزش بنگاه، پرداخت به موقع بدهی­ها، تداوم فعالیت و حضور بیشتر در بازارهای داخلی و خارجی برگزینند. این فشارها معمولا از سوی گروه­های مختلفی مانند سهامدارن، مصرف کنندگان و سایر ذینفعان به مدیران بنگاه­ها وارد می­شود. برای دستیابی به اهداف پیشگفته، راهبردهای مدیران، تامین مالی مطلوب با کمترین هزینه برای رشد و توسعه اقتصادی فعالیت­های بنگاه، افزایش سود و حداکثر سازی ثروت سهامداران می­باشد (جهان خانی و کنعانی امیری، 1385).
     تامین مالی، هنر و علم مدیریت وجه نقد است. هدف از تامین مالی، سرمایه گذاری، سودآوری، کاهش ریسک و برطرف کردن نیازهای اقتصادی و اجتماعی بنگاه است. سود ناشی از کسب کار بنگاه، از عوامل مهم تداوم فعالیت بنگاه اقتصادی تلقی گردیده و منبع مهمی برای تامین مالی فعالیت­های عملیاتی بنگاه در آینده است. از نگرانی­های بنگاه­های اقتصادی در جهان، تامین منابع مطلوب مالی می­باشد. هر نوع فعالیت نیاز به منابع مالی دارد. از این رو، منابع مالی را به شریان حیاتی بنگاه­های اقتصادی و سازمان­های کوچک و بزرگ تشبیه کرده­اند. در حقیقت، هدف اصلی از هر نوع فعالیت اقتصادی سودآوری است و کسب سود بدون وجود منابع مالی امکان پذیر نمی­باشد (Paramasivan and Subramanian ,2012).
در بحث تأمین مالی می‌توان گفت که تأمین اعتبار یکی از نیازهای اولیه شرکت‌ها می‌باشد، شرکت‌ها و بنگاه‌ها از روش‌های متفاوتی برای تأمین مالی خود استفاده می‌کنند، از جمله تأمین مالی داخلی (مثل، سود انباشته و اجاره به شرط تملیک)، تأمین مالی خصوصی (مثل، منابع شخصی و منابع دوستان و بستگان)، تأمین مالی از طریق سرمایه یا سهام (مثل، فرشتگان کسب‌وکار، شرکاء، شرکت‌های سرمایه‌گذاری مخاطره پذیر و عرضه عمومی سهام) و تأمین مالی از طریق بدهی(استقراض). صدری نیا و همکاران منابع تأمین مالی از طریق بدهی را این‌گونه عنوان می‌کنند (صدری نیا و همکاران، 1388).
شرکت­ها در تصمیمات تامین مالی، با دو منبع تامین مالی داخلی و تامین مالی خارجی روبرو هستند. وظایف اصلی مدیران، حداکثر کردن ثروت سهامداران است، تاثیر روش­های تامین مالی و نحوه­ی مصرف عواید حاصل از این روش­ها بر بازده آتی سهام، برای آنان از اهمیت بسزایی برخوردار است. همچنین روش تامین مالی می­تواند بر سود هر سهم، ریسک مالی و درصد مالکیت سهامداران تاثیر بگذارد ( Frank and Goyal,2003).
     در یک طبقه بندی دیگر، انواع منابع تامین مالی در کشور به دو دسته­ی منابع مالی بدون هزینه و منابع مالی با هزینه تقسیم بندی می­شود. منابع مالی بدون هزینه شامل پیش دریافت از مشتریان، بستانکاران تجاری، سود سهام پرداختی و هزینه­های پرداختی است. منابع مالی با هزینه به دو دسته­ی منابع داخلی (سود انباشته) و منابع خارجی (تسهیلات کوتاه مدت و بلند مدت و انتشار سهام جدید) تقسیم می­شود (نادی زاده، 1393).
     معمولا مدیران و سهامداران بنگاه­های اقتصادی که در سال­های اولیه فعالیت خود قرار دارند با مشکل اخذ وام و اعتبار مواجه هستند تامین مالی داخلی را به دلیل کم­هزینه­ترین بودن به سایر روش­های تامین مالی ترجیح می­دهند. ولی عدم تقسیم سود برای سال­های متمادی برای سرمایه گذاران که به قصد سودآوری در بنگاه سرمایه گذاری نموده­اند نه تنها نارضایتی آنان را به همراه خواهد داشت بلکه انگیزه آنان را نیز برای حفظ سرمایه در بنگاه کاهش می­دهد. بنابراین مدیران در بلند مدت به سوی تامین مالی خارج از بنگاه متمایل می­شوند (غنی زاده، بارانی، 1394).

مبانی نظری و پیشینه پژوهش

     استقراض و انتشار سهام ممتاز یا سهام عادی دارای یک ویژگی مشترک می‌باشند یعنی منابع تأمین وجه، خارج از واحد انتفاعی و عملیات آن قرار دارند درحالی‌که سود انباشته معرف یک منبع داخلی تأمین مالی است، مادام که مدیریت واحد انتفاعی بتواند اشخاص را برای سرمایه‌گذاری در واحد انتفاعی یا اعطای اعتبار و وام به آن متقاعد کند، از لحاظ تأمین وجوه از منابع خارجی محدودیتی وجود نخواهد داشت اما سود انباشته، یک منبع داخلی واحد انتفاعی است و مبلغ آن به سودهای سنواتی تحصیل شده توسط واحد انتفاعی پس از کسر سودهای توزیع‌شده محدود می‌شود. تأمین مالی از طریق انتشار سهام عادی و استفاده از سود انباشته نیز از یک لحاظ ویژگی مشترک دارند زیرا هر دو معرف وجوه اعطایی توسط صاحبان واحد انتفاعی (در مقایسه با اعطاکنندگان، اعتبار و وام و سهامداران ممتاز) می‌باشد. پژوهش­های انجام شده در مورد روش‌های تأمین مالی واحد انتفاعی بزرگ در کشورهای صنعتی نشان می‌دهد که در درجه اول، منبع اصلی تأمین مالی سود انباشته، در درجه دوم و پس از سود انباشته، استقراض منبع عمده وجود موردنیاز واحدهای انتفاعی محسوب می‌شود. اگرچه سهام عادی و سهام ممتاز در مقایسه با دو منبع اول، وجوه کمتری را تأمین می‌کنند اما این دو منبع از دیدگاه واحد انتفاعی در یک دوره معین حائز اهمیت است (Hafezi,2013).
     مدیران برای تأمین مالی ابتدا از طریق وجوه عملیاتی سازمان اقدام می‌کنند. آنگاه به بازارهای خارجی روی می‌آورند و در این مسیر بدهی را بر ارزش ویژه ترجیح می‌دهند. بر اساس این منطق، عموم مدیران مالی ابتدا به ارزیابی ظرفیت استقراض خود اقدام کرده و پس از اعمال ملاحظات خاص تا سطح ظرفیت به‌دست‌آمده بدهی ایجاد می‌کنند. عمده‌ترین خطر افزایش بدهی، عدم توانایی پرداخت اصل و فرع در سررسید مقرر است. لذا این‌گونه پرداخت‌های ثابت بدون توجه به توانایی سودآوری واحد اقتصادی باید تسویه شود. هر گونه عدم پرداخت منجر به ورشکستگی یا اقدامات حقوقی علیه واحد اقتصادی می‌شود. علاوه بر این، حفظ انسجام مالی و موقعیت رقابتی واحد اقتصادی نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. واحد اقتصادی باید به گونه‌ای عمل کند که وجوه کافی برای سرمایه‌گذاری‌های راهبردی، پرداخت سود سهام، هزینه‌های پژوهش و توسعه و نظایر آن در دسترس باشد. عدم توانایی در فراهم آوردن این وجوه سلامت مالی واحد اقتصادی را تهدید خواهد کرد.در تعیین ظرفیت استقراض، مدیر مالی باید توازن بین جریان‌های نقدی داخلی و جریان‌های خارجی لازم را همواره مدنظر داشته باشد. برای این منظور باید آن مقدار جریان‌های نقدی که می‌تواند در پرداخت تعهدات مالی مورداستفاده قرار گیرد، شناسایی شود (Antoniniou r tai , 2002).
بنابراین ساختار سرمایه شامل ترکیبی از منابع مالی حاصل از بدهی‌ها، سهام عادی، سهام ممتاز و سود انباشته است. تصمیم‌گیری در این رابطه که ساختار سرمایه یک شرکت چه ترکیبی داشته باشد، از وظایف اصلی مدیران است. مهمترین موضوع در ساختار سرمایه، تعیین یک نسبت مناسب و مطلوب برای میزان بدهی‌ها و سهام است؛ زیرا به صورت مستقیم بر ارزش سهام شرکت در بازار اوراق بهادار اثرگذار است. با تعیین میزان سرمایه مورد نیاز شرکت، این مسئله مطرح است که تأمین سرمایه موردنیاز از کدام منبع و به چه میزانی انجام شود. انتخاب بین میزان بدهی و یا سرمایه مورداستفاده در شرکت‌ها بستگی به عوامل مختلفی نظیر توان مالی و اعتبار شرکت دارد. بنابراین تحت تأثیر قرار گرفتن ساختار سرمایه بر اساس عوامل داخلی است که به‌طورکلی در جهت افزایش ارزش شرکت انجام می‌شود. افزایش ارزش شرکت از جمله موضوع‌های مهم برای مدیران مالی شرکت است. برای دستیابی به این مهم، شرکت نیازمند استفاده بهینه منابع مالی و کسب بازده بالاست. در این رابطه، مدیران می‌توانند از دو طریق ارزش شرکت را پیشبینه کنند، یک راه بالا بردن بازده شرکت است که افزایش اعتبار شرکت را به همراه دارد و راه دیگر، کاهش هزینه مربوط به تأمین مالی شرکت و در پی آن، کاهش ریسک شرکت است. بر این اساس، ترکیب مناسب منابع مالی که می‌تواند منجر به دستیابی شرکت به سطح مطلوب ارزش شود، ساختار بهینه سرمایه نامیده می‌شود (نوروزی، مدینه، 1390).
     به طور کلی سرمایه گذاران رفتار و ترجیحات مشخصی در سرمایه گذاری دارند، رفتار و ترجیحات سرمایه گذاران در سرمایه گذاری آنان متاثر از عوامل متعددی است؛ هم عوامل داخلی و هم عوامل خارجی. عوامل تاثیر گذار درنوع سرمایه گذاری افراد را می­توان به دو دسته عوامل روانشناختی و عوامل جمعیت شناختی تقسیم نمود. عوامل روانشناختی شامل نگرش­های ذهنی، شیوه زندگی، ارزش­ها، شخصیت افراد و... و عوامل جمعیت شناختی شامل جنسیت، سن، سطح تحصیلات، درآمد، نوع شغل و غیره می­باشد (نظری، شیرزادی، قیافه داودی، 1393).
لذارفتار سرمایه گذاران را می توان به شرح ذیل تفسیر نمود : رﻓﺘﺎر ﺗﻮده وار ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاران ﺑﻪ اﻧﺠﺎم ﻣﻌﺎﻣﻠﻪﻫﺎي ﮔﺮوﻫﻲ؛ ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ وﻗﺘﻲ اﻓﺮاد در ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮي ﺧﻮد ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ رﻓﺘﺎر اﻃﺮاﻓﻴﺎن ﺧﻮد ﻗﺮار ﻣﻲ­ﮔﻴﺮﻧﺪ و ﻳﺎ ﺗﻌﺪاد زﻳﺎدي از ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاران ﻣﻌﺎﻣﻼﺗﻲ در ﺟﻬﺖ و ﺳﻤﺖ و ﺳﻮي ﻣﺸﺎﺑﻪ در ﻳﻚ دوره زﻣﺎنی ﻣﺸﺨﺺ اﻧﺠﺎم ﻣﻲ­دﻫﻨﺪ، اﻳﻦ ﺷﻜﻞ از رﻓﺘﺎر اﻳﺠﺎد ﻣﻲﺷﻮد. اﻳﻦ ﺷﻜﻞ از رﻓﺘﺎر در ﺑﺎزار ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ زﻣﺎﻧﻲ ﺷﻜﻞ ﻣﻲ ﮔﻴﺮد ﻛﻪ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﺑﻴﻦ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎي ﺳﻬﺎﻣﺪاران ﻣﺨﺘﻠﻒ زﻳﺎد ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻪ ﻃﻮر ﻛﻠﻲ اﻳﻦ ﻋﺒﺎرت ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاران در ﺑﺎزار رﻓﺘﺎر ﻣﺸﺎﺑﻬﻲ از ﺧﻮد ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪ. اﻟﺒﺘﻪ ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮان ﺳﻌﻲ ﻣﻲ­ﻛﻨﻨﺪ ﺑﻴﻦ رﻓﺘﺎرﻫﺎي ﻣﺸﺎﺑﻬﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺗﺼﺎدﻓﻲ ﺷﻜﻞ ﻣﻲ ﮔﻴﺮد ﺑﺎ رﻓﺘﺎر ﺗﻮده وار ﺗﻔﺎوت ﻗﺎﺋﻞ ﺷﻮﻧﺪ. ﺑﺮاي اﻳﻦ ﻣﻨﻈﻮر ﺗﺄﻛﻴﺪ دارﻧﺪ در ﺷﺮاﻳﻄﻲ ﻛﻪ اﻓﺮاد رﻓﺘﺎر ﻣﺸﺎﺑﻪ از ﺧﻮد ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﻨﺪ، اﻳﻦ رﻓﺘﺎر ﺑﺎﻳﺪ وﻳﮋﮔﻲﻫﺎﻳﻲ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان رﻓﺘﺎر ﺗﻮده وار ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮد. رﻓﺘﺎر ﺗﻮده وار ﺑﺎﻳﺪ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺑﺮﺧﻲ اﻧﻮاع ﻓﺸﺎرﻫﺎ ﻳﺎ اﻧﮕﻴﺰه­ﻫﺎ ﺷﻜﻞ ﺑﮕﻴﺮد ﻛﻪ ﻋﻠﺖ اﺻﻠﻲ ﺗﻘﻠﻴﺪ ﻓﺮد از رﻓﺘﺎر دﻳﮕﺮان اﺳﺖ؛ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺗﺤﻠﻴﻠﮕﺮان ﺑﺎزار ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺑﻪ ﺟﺎي اﻳﻨﻜﻪ ﺑﺮ اﺳﺎس ﺗﺤﻠﻴﻞ­ﻫﺎي ﺷﺨﺼﻲ ﺧﻮد ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮي ﻛﻨﻨﺪ، رﻓﺘﺎر دﻳﮕﺮان را ﻣﺒﻨﺎي ﻋﻤﻞ ﺧﻮد در ﺑﺎزار ﻗﺮار دﻫﻨﺪ. ﺑﻪ ﻃﻮر ﻛﻠﻲ در ادﺑﻴﺎت ﭼﻬﺎر ﻧﻮع از رﻓﺘﺎر ﺗﻮده­وار ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﺷﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از ﺟﺮﻳﺎنﻫﺎي اﻃﻼﻋﺎﺗﻲ، رﻓﺘﺎر ﺗﻮده وار ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺷﻬﺮت، رﻓﺘﺎر رﻣﻪ­وار ﺗﻘﻠﻴﺪي و رﻓﺘﺎر رﻣﻪ­وار ﺗﺠربی (Lao & Singh,2011). در رفتار اطلاعاتی سرمایه گذاران، اﻧﻄﺒﺎق را ﻣﻲﺗﻮان ﺗﻐﻴﻴﺮ در رﻓﺘﺎر ﻳﺎ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﺷﺨﺺ در ﻧﺘﻴﺠﻪ اﻋﻤﺎل ﻓﺸﺎر واﻗﻌﻲ ﻳﺎ ﺧﻴﺎﻟﻲ از ﻃﺮف ﻓﺮد دﻳﮕﺮ ﻳﺎ ﮔﺮوﻫﻲ از اﻓﺮاد ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮد. ﺑﻪ ﻃﻮر کلی اﻓﺮاد دو ﻫﺪف ﻣﻬﻢ دارﻧﺪ؛ ﻳﻜﻲ درﺳﺘﻲ اﻋﻤﺎل و اﻓﻜﺎر و دﻳﮕﺮي داﺷﺘﻦ رواﺑﻂ دوﺳﺘﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﻣﺮدم از ﻃﺮﻳﻖ رﻓﺘﺎر ﺑﺮاﺳﺎس اﻧﺘﻈﺎر آﻧﻬﺎ (Ornsan,2009). اﻓﻜﺎر، اﺣﺴﺎﺳﺎت و اﻗﺪام­ﻫﺎ اﻓﺮاد ﻣﻲ­ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ روش­ﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ اﻓﺮاد دﻳﮕﺮ ﻗﺮار ﺑﮕﻴﺮد؛ ﺑﺮاي ﻣﺜﺎل از ﻃﺮﻳﻖ ﻣﺸﺎﻫﺪه رﻓﺘﺎر دﻳﮕﺮان ﻣثلاً ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻣﻘﺎدﻳﺮ ﻋﺮﺿﻪ و ﺗﻘﺎﺿﺎي ﻳﻚ ﺳﻬﻢ و ﻳﺎ از ﻃﺮﻳﻖ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻋﻮاﻗﺐ رﻓﺘﺎر دﻳﮕﺮان ﻣﺜﻞ ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻗﻴﻤﺖ ﺑﺎزار ﺳﻬﺎم­ﻫﺎي دﻳﮕﺮ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاران  (Hirschleifer & Teoh,2003). اﮔﺮ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاران ﻧﻴﺎزﻫﺎي ﺟﺎﻣﻌﻪ ﮔﺮاﻳﺎﻧﻪ بیشتری ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻧﻴﺎزﻫﺎي ﻣﺎﻟﻲ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، اﻳﻦ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎي ﻣﻬﻤﻲ در ﻓﺮاﻳﻨﺪ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮي ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاران داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﭼﺮا ﻛﻪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاران ﺧﺮده­ﭘﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻧﻔﻮذﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ دﻳﮕﺮ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاران ﺣﺴﺎس ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮد و آن ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاران ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻨﺪ در آﻧﻬﺎ اﻋﻤﺎل ﻧﻔﻮذ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺑﻪ ﻃﻮري ﻛﻪ در ﭘﺸﺘﻴﺒﺎﻧﻲ از اﻳﻦ دﻳﺪﮔﺎه ﺑﻴﺎن ﺷﺪه " اﻧﺴﺎن ﻫﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ تقریباً در ﻫﺮ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻗﺮار ﻣﻲ­ﮔﻴﺮﻧﺪ و اﻳﻦ ﺷﺎﻣﻞ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ­ﻫﺎي ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاري و ﻣﺎﻟﻲ ﻧﻴﺰ ﻣﻲ­ﺑﺎشد (Hirschleifer & Teoh,2003). رﻓﺘﺎر اﻧﻄﺒﺎﻗﻲ اﻃﻼﻋﺎﺗﻲ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺗﻔﺴﻴﺮﻫﺎي دﻗﻴﻖ در ﻣﻮرد واﻗﻌﻴﺖ و داﺷﺘﻦ رﻓﺘﺎر ﺻﺤﻴﺢ اﺳﺖ. ﺻﺤﻴﺢ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻌﻨﻲ ﻛﻪ رﻓﺘﺎر در ﺟﻬﺘﻲ ﻛﻪ ﻧﺰدﻳﻚﺗﺮﻳﻦ راه ﺑﺮاي رﺳﻴﺪن ﺑﻪ اﻫﺪاف ﺧﻮد ﺑﺎﺷﺪ. اﻳﻦ رﻓﺘﺎر، ﻳﻌﻨﻲ ﺗﻔﺎﺳﻴﺮ دﻗﻴﻖ از واﻗﻌﻴﺖ و اﻧﺠﺎم رﻓﺘﺎر ﺻﺤﻴﺢ ﺑﻪ دﻻﻳﻠﻲ ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ دروﻧﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻋﺪم داﻧﺶ و ﺗﺠﺮﺑﻪ و ﻋﻮاﻣﻞ ﺑﻴﺮوﻧﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻐﻴﻴﺮات ﺳﺮﻳﻊ و ﻏﻴﺮﻣﻨﺘﻈﺮه ﻣﺤﻴﻂ ﻣﺸﻜﻞ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻴﺨﭽﻨﺪاﻧﻲ و ﻫﻤﻜﺎران (1998) ﺟﺮﻳﺎن اﻃﻼﻋﺎﺗﻲ را ﻋﺎﻣﻞ اﺻﻠﻲ در رﻓﺘﺎر اﻧﻄﺒﺎﻗﻲ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاران ﻣﻲ­داﻧﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻛﻪ اﻓﺮاد ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻋﺪم دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﻛﺎﻣﻞ ﺑﻪ اﻃﻼﻋﺎت و داﻧﺶ ﻧﺎﻛﺎﻓﻲ در ﺣﻮزه ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاري ﺑﺎ ﻣﺸﺎﻫﺪه رﻓﺘﺎر دﻳﮕﺮان اﻃﻼﻋﺎﺗﻲ را درﻳﺎﻓﺖ ﻣﻲ­ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ اﻃﻼﻋﺎت ﻣﻲ­ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﻨﺸﺄ ﺑﺮوز رﻓﺘﺎر اﻧﻄﺒﺎﻗﻲ ﻳﺎ ﺟﻤﻌﻲ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬاران در ﺑﺎزار ﺷﻮد (Hoffman ,2007). در ﻧﺘﻴﺠﻪ اﻓﺮاد ﺑﻪ اﺣﺘﻤﺎل زﻳﺎد زﻣﺎن ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮي­ﻫﺎي ﺧﻮد دﭼﺎر اﺣﺴﺎس ﻋﺪم اﻃﻤﻴﻨﺎن ﻣﻲ­ﺷﻮﻧﺪ ﻛﻪ در اﻳﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﻣﻨﺎﺑﻊ دروﻧﻲ ﻋﺪم اﻃﻤﻴﻨﺎن ﺑﺮرﺳﻲ ﻣﻲﺷﻮد. ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاراﻧﻲ ﻛﻪ درك ﻣﻲ­ﻛﻨﻨﺪ داﻧﺶ و ﺗﺠﺮﺑﻪ آﻧﻬﺎ در ﻣﻮرد ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮي ﺻﺤﻴﺢ ﻧﺎﻛﺎﻓﻲ اﺳﺖ، اﻳﻦ اﺣﺘﻤﺎل وﺟﻮد دارد ﻛﻪ ﺑﺮاي ﻛﺎﻫﺶ اﺣﺴﺎس ﺑﺪ ﻧﺎﺷﻲ از ﻋﺪم اﻃﻤﻴﻨﺎن و رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﻳﻚ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺻﺤﻴﺢ، اﻃﻼﻋﺎت ﺧﻮد را از اﻓﺮاد آﮔﺎه ﺑﻪدﺳﺖ آورﻧﺪ ﻳﺎ رﻓﺘﺎر دﻳﮕﺮ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاران ﻣﺤﻴﻂ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺧﻮد را ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﻲ ﻗﺮار دﻫﻨﺪ. اﻣﺎ ﺑﻌﻀﻲ از ﺷﻮاﻫﺪ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﺣﺘﻲ زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺳﻴﮕﻨﺎلﻫﺎي اﻃﻼﻋﺎﺗﻲ ﺑﻪ ﻓﺮد ﻣﻲﮔﻮﻳﻨﺪ ﺧﺮﻳﺪ ﻳﺎ ﻓﺮوش ﻛﺪام ﺳﻬﻢ ﻣﻨﺎﺳﺐ اﺳﺖ، ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاران ﺑﺎز ﻫﻢ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮي ﺻﺤﻴﺢ ﻣﺮدد ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاري از ﺣﺎﻟﺖ ﻋﻴﻨﻲ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ذﻫﻨﻲ در می­آید (راعی و فلاحپور، 1382).
   ویلنا و روس (2016) رفتار استراتژیک سرمایه گذاران بزرگ را در پژوهش خود بررسی نمودند. نتایج آنها به طور تجربی نشان می­دهد که تغییرات قیمت به حجم معاملات بستگی دارد. همچنین آنها مدلی را ارائه نمودند که با داده­های واقعی سازگار بود.زنگ و همکاران (2015) در پژوهش خود رفتار رمه­وار سرمایه گذاران را در بورس اوراق بهادار چین نشان دادند. نتایج به این صورت است که رفتار رمه­وار در کوتاه مدت و میان مدت رابطه مستقیم با بازده سهام دارد ولی این رابطه در بلندمدت منفی می­باشد. چی و شی (2015) در پژوهش خود به بررسی رفتار توده­وار سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار پرداختند. نتایج نشان می­دهد که رفتار توده­وار در بازارهای سهام با پیچیدگی کمتر بیشتر می­باشد. همچنین شاخص­های فرهنگی نیز بر رفتار توده­وار سرمایه گذاران تاثیر دارد. پروانکا و همکاران (2014) پژوهشی در خصوص روش­های تامین مالی با عنوان "تعیین ساختار سرمایه در گردش پس از بحران اقتصادی سال 2008 در بورس اوراق بهادار کشور پرتغال" ارائه دادند و به این نتیجه رسیدند که میزان نقدینگی، ساختار دارایی­ها و سود آوری از عوامل مهم موثر بر ساختار سرمایه بنگاه­ها هستند.یائو و همکاران (2014) رفتار توده­وار سرمایه گذاران را در بورس اوراق بهادار چین بررسی نمودند. نتایج پژوهش نشان می­دهد که رفتار توده­وار در صنعت شایع­تر از بازارهای دیگر بورس اوراق بهادار می­باشد. همچنین در طول دوره زمانی مورد بررسی در پژوهش، رفتار توده­وار در طول زمان کاهش می­یابد.
مرادی و ایزدی (1394) در پژوهش خود به بررسی تاثیر سواد مالی سرمایه گذاران بر تصمیم سرمایه گذاری در اوراق بهادار پرداختند. نتایج پژوهش نشان می­دهد که هر چهار عامل در نظر گرفته شده شامل ذهنیات فردی، اطلاعات حسابداری، اطلاعات اقتصادی و نیازهای مالی شخصی بر تصمیم گیری سرمایه گذاری در ایران تاثیر دارند. همچنین بین سطح سواد مالی و عوامل موثر بر تصمیم سرمایه گذاری، رابطه مثبت معنادار وجود دارد، ولی این رابطه بسیار ضعیف است و کمتراز 10 درصد تغییرات تاثیر عوامل موثر بر تصمیم سرمایه گذاری، توسط سطح سواد مالی قابل توضیح می­باشد. به علاوه نتیجه نشان می­دهد که با در نظر گرفتن نوع اشتغال، حساسیت عوامل مؤثر بر تصمیم سرمایه گذاری نسبت به تغییر سطح سواد مالی در زمینه اشتغال غیر مالی بیشتر است. سیف الهی، کردلوئی و دشتی (1394) در پژوهش خود تحت عنوان "بررسی مقایسه­ای عوامل رفتاری در سرمایه گذاری دارایی­های مالی" تعداد 385 نفر از سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تهران را به طور تصادفی انتخاب نموده و داده­های مورد نیاز به وسیله پرسشنامه جمع­آوری شده است. نتایج نشان می­دهد که تمام عوامل به غیر از عامل «بیش اطمینانی» روی سرمایه گذاری تاثیر گذار هستند و میزان این تاثیر برای هر یک متفاوت می­باشد و رتبه بندی این عوامل از نظر میزان تاثیر گذاری عبارتند از: 1-سود و زیان نسبی؛ 2- اثر تمایلی؛ 3- محافظه کاری؛ 4- رفتار توده­وار؛ 5- شهود نمایندگی؛ 6- اثر مالکیت و 7- پشیمان گریزی. ابراهیمی و احمدی مقدم (1394) در پژوهشی تحت عنوان تاثیر اهرم مالی و محافظه کاری شرطی بر ناکارایی سرمایه گذاری شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از نمونه آماری 107 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال­های 1392-1388 نشان دادند که اهرم مالی و محافظه کاری شرطی تاثیری معکوس و معناداری بر ناکارایی سرمایه گذاری می­گذارد. زره داریان (1394) اثر آگاهی سرمایه گذار و نگرش به ریسک درک شده بر رفتار سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تهران را بررسی نموده است. نتایج پژوهش نشان می­دهد که تصمیم گیری­های سرمایه گذاران در بازار سهام متاثر از عوامل آگاهی مالی، یادگیری اجتماعی، شناخت و تعصبات روانشناسی است. درک ریسک یکی از عوامل موثر بر رفتار سرمایه گذار است که میزان این درک به عواملی چون آگاهی سرمایه گذار وابسته است.

روش پژوهش و فرضیه ها

     اين پژوهش از نظر روش، تجربی تلقی می­شود. از خصوصيات روش تجربي اين است كه ضمن دستكاري يا مداخله در متغيرها و كنترل شرایط نتايج بدست آمده را در مورد گروهي كه با انتساب تصادفي انتخاب شده‌اند، مورد مشاهده قرار مي‌دهد. همچنین پژوهش از نوع كاربردي می­باشد. پژوهش­های کاربری پژوهش­هایی هستند که نظریه­ها، قانونمندی­ها، اصول و فنونی که در پژوهش­های پایه تدوین می­شوند را برای حل مسایل اجرایی و واقعی به کار می­گیرد. روش پژوهش استقرايي است ونتايج حاصل از بررسي برروي نمونه­هاي آماري به كل جامعه تعميم داده شده است. در انتها اين پژوهش يك پژوهش توصيفي از نوع همبستگي است. این پژوهش­ها برای کسب اطلاع از وجود رابطه بین متغیرها انجام می پذیرد ولی الزاما کشف رابطه علت و معلولی مورد نظر نیست. (حافظ نیا، 1388)
بنابر این فرضیه های اصلی و فرعی پژوهش به شرح ذیل می باشد :
     فرضیه اصلي: بین روش­های تامین مالي و رفتار سرمایه گذار رابطه معني­داری وجود دارد.
     فرضیه ­های فرعي:
1- استفاده از روش انتشار سهام عادی بر رفتار سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تاثیر معنی­دار دارد.
2- استفاده از روش سود انباشته بر رفتار سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تاثیر معنی­دار دارد.
3- استفاده از روش در یافت وام بر رفتار سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تاثیر معنی­دار دارد.
4- استفاده از روش فروش دارایي بر رفتار سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تاثیر معنی­دار دارد.
5- ویژگي فردی سرمایه گذار بر رفتار سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تاثیر معنی­دار دارد.
6- تجربه سرمایه گذار بر رفتار او در بورس اوراق بهادار تاثیر معنی­دار دارد.

جامعه آماری و روش نمونه گیری

جامعه آماری در این پژوهش، شامل سهامداران و سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تهران است. البته در این پژوهش افراد زیر 18 سال به شمار نمی­آیند زیرا سرمایه گذاری این افراد معمولاً توسط شخص ثالثی انجام می­گیرد. روش نمونه گیری در این پژوهش فرمول کوکران می باشد. از آنجا که جامعه آماری نامحدود بوده، برای به دست آوردن حجم نمونه از این فرمول استفاده گردید.

    که در آن:
n= حجم نمونه
N= حجم جمعیت آماری
z= درصد خطای معیار ضریب اطمینان قابل قبول
p= نسبتی از جمعیت دارای صفت معین (مثلا جمعیت مردان)
q=(1-p) نسبتی از جمعیت فاقد صفت معین (مثلا جمعیت زنان)
d= درجه اطمینان یا دقت احتمالی مطلوب

مدل آزمون فرضیه

     تجزیه و تحلیل اطلاعات در این پژوهش با استفاده از روش­های آماری شامل آلفای کرونباخ برای پایایی پرسشنامه، آمار توصیفی، تجزیه و تحلیل همبستگی و آزمون دو جمله­ای برای تجزیه و تحلیل فرضیه­های پژوهش انجام گرفته است. روش آلفای کرونباخ در شرایطی که نمرات سوالات نه تنها برای گرینه­های دو ارزشی صفر و یک، بلکه برای گزینه­های چند ارزشی (مانند طیف پنج گزینه­ای لیکرت) نیز به کار می­رود (مومنی، قیومی، 1394).
آزمون دو جمله­ای که گاهی آزمون نسبت نامیده می­شود، زمانی به کار می­رود که می­خواهیم نسبت خاصی را در جامعه بررسی کنیم. از این آزمون، برای تشخیص تاثیر یا عدم تاثیر یک متغیر در پدیده­ای معین نیز استفاده می­شود. معمولاً در طراحی فرضیه­های این آزمون H0 بیانگر عدم تاثیر متغیر و H1 بیانگر تاثیر متغیر است (مومنی، قیومی، 1394).

یافته های تحقیق

     در نگاره (1) درصد فراوانی ویژگی­های فردی سرمایه گذاران و تجربه سرمایه گذاری آنها را در بورس اوراق بهادار نشان می­دهد.
نگاره (1) درصد فراوانی ویژگی­های فردی سرمایه گذاران و تجربه سرمایه گذاری آنها در بورس اوراق بهادار
ویژگی­های فردی درصد فراوانی  
  جنسیت زن 23
  مرد 77
 
 
سن
30-18 41
  45-31 49
  60-46 10
  61 به بالا 0
 
 
 
تحصیلات
دیپلم و پایین­تر 20
  فوق دیپلم 3
  لیسانس 57
  فوق لیسانس 18
  دکتری 2
 
 
سابقه فعالیت
کمتر از 5 سال 54
  10-5 سال 18
  بیشتر از 10 سال 28
           
 
    
نگاره (1) از میان 100 پرسشنامه بررسی شده، بیشترین سرمایه گذاران بورس مرد بوده­اند و بیشترین سن آنها در فاصله 45-31 سال قرار دارد. همچنین بیشترین تحصیلات، لیسانس و بیشترین سابقه فعالیت آنها کمتر از 5 سال می­باشد.
در نگاره (2) نتایج آمار توصیفی ارائه شده است .
نگاره (2) : آمار توصیفی پرسشنامه
شماره سوال میانگین میانه نما انحراف معیار واریانس ضریب چولگی ضریب کشیدگی کمینه بیشینه
1 7/6 7 7 98/0 96/0 83/1- 2/6 3 9
2 6/6 7 7 17/1 37/1 09/2- 64/6 1 9
3 08/7 7 7 2/1 44/1 71/1- 16/8 1 9
4 14/7 7 7 21/1 47/1 58/0- 91/1 3 9
5 88/6 7 7 2/1 44/1 41/1- 2/4 3 9
6 8/6 7 7 17/1 38/1 2/1- 45/3 3 9
7 12/7 7 7 55/1 41/2 56/1- 46/4 1 9
8 18/6 7 7 63/1 67/2 37/1- 85/1 1 9
9 68/6 7 7 29/1 67/1 75/0- 37/1 3 9
10 52/6 7 7 24/1 54/5 58/1- 75/4 1 9
11 58/6 7 7 34/1 8/1 15/1- 79/1 3 9
12 3/4 3 3 24/2 04/5 68/0 68/0- 1 9
13 62/6 7 7 16/1 34/1 17/2- 93/6 1 9
14 56/6 7 7 43/1 06/2 47/1- 9/3 1 9
15 56/6 7 7 35/1 82/1 51/1- 55/3 1 9
16 34/6 7 7 47/1 18/2 22/1- 69/1 1 9
17 58/6 7 7 28/1 64/1 96/0- 59/1 3 9
18 4/7 7 7 17/1 37/1 67/0- 75/2 3 9
19 12/7 7 7 55/1 4/2 69/1- 86/4 1 9
20 68/6 7 7 49/1 2/2 2/1- 45/2 1 9
21 9/5 7 7 76/1 1/3 47/0- 06/0 1 9
22 86/5 7 7 68/1 84/2 75/0- 18/0 1 9
23 18/5 5 7 99/1 96/3 43/0- 59/0- 1 9
24 42/6 7 7 48/1 2/2 68/0- 26/1 1 9
 
در نگاره (2) مقدار ضریب چولگی و ضریب کشیدگی حاکی از آن است که این داده­ها از توزیع نرمال پیروی می­کنند. مقدار میانگین، میانه و نما نشان می­دهد که اکثر پاسخ­های سوالات پرسشنامه پاسخ موافقم با امتیاز 7 بوده است. البته در سوال 12 این پاسخ بیشتر پاسخ مخالفم با امتیاز 3 بوده است. این سوال حالت مثبتش تاثیر در رفتار سرمایه گذار دارد و عمداً به صورت منفی آورده شده که دقت شخص پاسخ دهنده کنترل شود. بنابراین این سوال به عنوان یک سوال کنترلی در پرسشنامه آورده شده است. از آنجایی که اکثر پاسخ دهندگان گزینه مخالفم را برای پاسخ انتخاب نموده­اند می­توان نتیجه گرفت که از دقت بالایی برای پاسخ گویی برخوردار بوده­اند.    
·         در بررسی فرضیه اول پژوهش نشان داده شد که روش انتشار سهام بر رفتار سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار موثر است، بنابراین فرضیه اول پذیرفته می­گردد.
·         در بررسی فرضیه دوم پژوهش به این نتیجه رسیدیم که روش سود انباشته بر رفتار سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار موثر است. بدین ترتیب فرضیه دوم نیز پذیرفته می­گردد.
·         در بررسی فرضیه سوم پژوهش نشان داده شد که روش دریافت وام بر رفتار سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار موثر است. بدین ترتیب فرضیه سوم نیز پذیرفته می­گردد.
·         در بررسی فرضیه چهارم پژوهش مشخص گردید که روش فروش دارایی بر رفتار سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار موثر است. بدین ترتیب فرضیه چهارم نیز پذیرفته می­گردد.
·         در بررسی فرضیه پنجم نشان دادیم که ویژگی­های فردی سرمایه گذار به جز جنسیت بر رفتار سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار موثر است. بنابراین چون دو ویژگی دیگر سرمایه گذار که شامل سطح تحصیلات و سن می­باشد بر رفتار وی در بورس اوراق بهادار موثر است، فرضیه پنجم نیز پذیرفته می­گردد.
·         در بررسی فرضیه ششم پژوهش نشان داده شد که تجربه سرمایه گذار بر رفتار وی در بورس اوراق بهادار موثر است. بنابراین فرضیه ششم نیز پذیرفته می­گردد.
نتایج فرضیه­ها در نگاره (3) نشان داده شده­اند.
نگاره (3) : نتایج فرضیه­ها
فرضیه شرح فرضیه نتیجه
اول استفاده از روش انتشار سهام عادی بر رفتار سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تاثیر معنی­دار دارد. پذیرفته می­گردد
دوم استفاده از روش سود انباشته بر رفتار سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار معنی­دار دارد. پذیرفته می­گردد
سوم استفاده از روش دریافت وام بر رفتار سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار معنی­دار دارد. پذیرفته می­گردد
چهارم استفاده از روش فروش دارایی بر رفتار سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار معنی­دار دارد. پذیرفته می­گردد
پنجم ویژگی فردی سرمایه گذار بر رفتار او در بورس اوراق بهادار معنی­دار دارد. پذیرفته می­گردد
ششم تجربه سرمایه گذار بر رفتار او در بورس اوراق بهادار معنی­دار دارد. پذیرفته می­گردد
 

نتیجه گیری

در پژوهش انجام شده نتایج زیر حاصل شدند:
در پژوهش حاضر برای بررسی تاثیر روش­های تامین مالی و ویژگی­های فردی و تجربه سرمایه گذار از پرسشنامه استفاده گردید. بدین ترتیب 100 پرسشنامه میان اعضای کارگزاران بورس و تالار بورس توزیع گردید. لذا در بررسی آمار توصیفی ویژگی­های فردی و تجربه سرمایه گذار نشان داده شد که 23 درصد از سرمایه گذاران زن و 77 درصد مرد بوده­اند.در بررسی سن سرمایه گذاران، 41 درصد از سرمایه گذاران در بازه سنی 30-18 سال قرار دارند. 49 درصد در بازه سنی 45-31 سال، 10 درصد در بازه سنی 60-46 سال قرار دارند و در پژوهش انجام شده هیچ سرمایه گذار بالای 61 سال وجود نداشت. همچنین در بررسی میزان تحصیلات سرمایه گذاران، 20 درصد از آنها دارای تحصیلات دیپلم و پایین­تر، 3 درصد تحصیلات فوق دیپلم، 57 درصد تحصیلات لیسانس، 18 درصد تحصیلات فوق لیسانس و 2 درصد دارای تحصیلات دکتری می­باشند. در خصوص تجربه و سابقه فعالیت سرمایه گذاران، 54 درصد کمتر از 5 سال، 18 درصد 10-5 سال و 28 درصد بیشتر از 10 سال سابقه فعالیت در بورس اوراق بهادار را دارند. بنابراین بیشتر سرمایه گذاران مرد بوده­اند و بیشترین بازه سنی آنها در 45-31 سال قرار دارد. همچنین بیشترین تحصیلات، لیسانس و بیشترین سابقه فعالیت آنها کمتر از 5 سال می­باشد.
در آمار توصیفی پرسشنامه مقدار ضریب چولگی و ضریب کشیدگی حاکی از آن است که این داده­ها از توزیع نرمال پیروی می­کنند. مقدار میانگین، میانه و نما نشان می­دهد که اکثر پاسخ­های سوالات پرسشنامه پاسخ موافقم با امتیاز 7 بوده است. البته در سوال 12 این پاسخ بیشتر پاسخ مخالفم با امتیاز 3 بوده است. این سوال حالت مثبتش تاثیر در رفتار سرمایه گذار دارد و عمداً به صورت منفی آورده شده که دقت شخص پاسخ دهنده کنترل شود. بنابراین این سوال به عنوان یک سوال کنترلی در پرسشنامه آورده شده است. از آنجایی که اکثر پاسخ دهندگان گزینه مخالفم را برای پاسخ انتخاب نموده­اند می­توان نتیجه گرفت که از دقت بالایی برای پاسخ گویی برخوردار بوده ­اند.
نمودار هیستوگرام نشان می­دهد که برای تمامی سوالات به جز سوال 12، پاسخ موافقم با امتیاز 7، دارای بیشترین فراوانی می­باشد. در سوال 12، پاسخ مخالفم با امتیاز 3 دارای بیشترین فراوانی است. نتایج محاسبات ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن نشان داد که همبستگی میان سوالات پرسشنامه پایین بوده است. نتایج آزمون فرضیه اول نشان داد از آنجایی که sig هر شش سوال کمتر از 5 درصد است، فرض برابری نسبت موفقیت برای هر شش سوال با 56/0 رد می­شود. همچنین با توجه به این که نسبت مشاهده شده برای هر شش سوال کمتر از 56/0 است، فرضیه اول پژوهش پذیرفته می­شود. یعنی روش انتشار سهام بر رفتار سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار موثر است. نتایج آزمون فرضیه دوم نشان داد از آنجایی که sig هر چهار سوال کمتر از 5 درصد است، فرض برابری نسبت موفقیت برای هر چهار سوال با 56/0 پذیرفته نمی­شود. همچنین نسبت مشاهده شده برای سوالات 10، 11 و 13 کمتر از 56/0 است، بنابراین این سوالات فرضیه دوم را مورد پذیرش قرار می­دهند. سوال 12 بعنوان متغیر کنترلی در پرسشنامه آورده شده و تاثیر منفی بر رفتار سرمایه گذار دارد. بنابراین منفی بودن این رابطه و بیشتر بودن تعداد سوالات با پاسخ­های کاملا مخالف و مخالف پاسخ درست برای اثبات فرضیه پژوهش می­باشد. بنابراین طبق این سوال هم فرضیه دوم پذیرفته می­گردد. یعنی روش سود انباشته بر رفتار سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار موثر است. نتایج آزمون فرضیه سوم نشان داد از آنجایی که sig هر سه سوال کمتر از 5 درصد است، فرض برابری نسبت موفقیت برای هر شش سوال با 56/0 پذیفته نمی­شود. همچنین با توجه به این که نسبت مشاهده شده برای هر شش سوال کمتر از 56/0 است، فرضیه سوم پژوهش پذیرفته می­شود. یعنی روش دریافت وام بر رفتار سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار موثر است. نتایج آزمون فرضیه چهارم نشان داد از آنجایی که sig هر چهار سوال کمتر از 5 درصد است، فرض برابری نسبت موفقیت برای هر چهار سوال با 56/0 پذیرفته نمی­شود. با توجه به این که نسبت مشاهده شده برای هر چهار سوال کمتر از 56/0 است، فرضیه چهارم پژوهش پذیرفته می­شود. یعنی روش فروش دارایی بر رفتار سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار موثر است. نتایج آزمون فرضیه پنجم نشان داد از آنجایی که sig سوالات 21، 22 و 24 کمتر از 5 درصد است، فرض برابری نسبت موفقیت برای این سوالات با 56/0 پذیرفته نمی­شود، ولی چون sig سوال 23 بیشتر از 5 درصد است فرض برابری نسبت موفقیت برای سوال 23 با 56/0 رد نمی­شود. با توجه به این که نسبت مشاهده شده برای هر سوالات 21، 22 و 24 کمتر از 56/0 است، فرضیه پنجم پژوهش با این سوالات پذیرفته می­شود. اما در مورد سوال 23، این نسبت بیشتر از 56/0 است و فرضیه پنجم پذیرفته نمی­شود. یعنی جنسیت فرد سرمایه گذار بر رفتار او تاثیر گذار نمی­باشد. ولی در مجموع چهار سوال، به دلیل آن که سه سوال آن فرضیه پنجم را تایید نموده­اند می­توان نتیجه گرفت که ویژگی فردی سرمایه گذار (به جز جنسیت) بر رفتار او در بورس اوراق بهادار موثر است.
نتایج آزمون فرضیه ششم نشان داد از آنجایی که sig هر سه سوال کمتر از 5 درصد است، فرض برابری نسبت موفقیت برای هر سه سوال با 56/0 پذیرفته نمی­شود. با توجه به این که نسبت مشاهده شده برای هر سه سوال کمتر از 56/0 است، فرضیه ششم پایان نامه پذیرفته می­شود. یعنی تجربه سرمایه گذار بر رفتار او در بورس اوراق بهادار موثر است.
مطابق با نتایج فرضیه­ها تمامی روش­های تامین مالی بر رفتار سرمایه گذار در بورس اوراق بهادار موثر هستند. همچنین ویژگی­های فردی و تجریه سرمایه گذار نیز بر رفتار وی موثر هستند. اما نتایج نشان داد که جنسیت فرد سرمایه گذار بر رفتار او تاثیری ندارد.

منابع

جهان خانی، علی، کنعانی امیری، منصور، (1385)، ارائه مدل تعیین میزان مخارج سرمایه­ای در شرکت­های پذیرفته شده در سازمان بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از اطلاعات حسابداری، دوماهنامه علمی پژوهشی دانشگاه شاهد، سال سیزدهم، شماره 17، صفحات 86-57.
حافظ نیا، محمد رضا، (1388)، مقدمه­ای بر روش تحقیق در علوم انسانی، چاپ دهم، انتشارات سمت، تهران.
ده بزرگی، کوروش، (1394)، بررسی تاثیر اهرم مالی و اندازه شرکت بر سود سهام شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز.
صدری­نیا، محمد، میر اسدی، سمانه، وروانی، محسن، (1388)، روش­های مختلف تامین مالی بنگاه­های کوچک و متوسط در مراحل مختلف دوره عمر، فصلنامه رشد فناوری، دوره 5، شماره 19، صفحات 21-13.
علامه حائری، فریدالدین، عزیزی، محمدعلی، (1391)، مبانی نظری روش­های تامین مالی، هزینه سرمایه و ساختار سرمایه، فصلنامه حسابداری و مدیریت مالی، شماره 9، صفحات 129-107.
غنی زاده، بهرام، بارانی، زینب، (1394)، روش­های تامین مالی در بنگاه­های اقتصادی، فصلنامه حسابدار رسمی، شماره 29، صفحات 69-59.
مومنی، منصور، فعال قیومی، علی، (1394)، تحلیل­های آماری با استفاده از SPSS، چاپ گنج شایگان، چاپ هشتم، ویرایش سوم، تهران.
میرزایی، بهنام، (1390)، بررسی تاثیر شیوه­های تامین مالی در میزان سودآوری شرکت­های صنایع غذایی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج.
نادی زاده، حسین، (1393)، تاثیر مدیریت سرمایه در گردش و ساختار سرمایه بر سودآوری شرکت­های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد.
نظری، محسن، شیرزادی، سعید، قیافه داودی، مصطفی، (1393)، بررسی اثر «پول برد» در میان سرمایه گذاران حقیقی بورس اوراق بهادار تهران، فصلنامه تحقیقات مالی، شماره 1، صفحات 162-147.
نوروزی، محمد، مدینه، محسن، (1390)، ساختار سرمایه شرکت­ها و شاخص­های کلان اقتصادی، مجله حسابرس، شماره 57.
Antoniou A., Guney, Y and Paudyal. K. (2002). Determinants of Corporate Capital Structure: Evidence from European Countries, working paper, University of Durham, Durham, Vol. 34, No 4, pp: 199-228.
Bikhcandani S., Sharma S., (2001). Herd Behavior in Financial Markets: A Review, International Monetary Fund, Vol. 47.
Dimitris, M and Psillaki, P. (2010). Capital structure, equity ownership and firm performance, Journal of Banking & Finance, Vol 17, No 34, pp: 621-632
Frank M. Z., Goyal V. K.(2003). Testing the Pecking Order Theory of Capital Structure, Journal of Financial Economics, Vol. 67, 217-248.
Hafezi, F. (2013). The Study of Financing Methods on Profitability, Journal of Basic and Applied Scientific Research, Vol. 3, pp: 47-49.
Hampton, John. (1990). Financial Decision Making. Prentice – Hall
Hirschleifer D., Teoh S.D. (2003). Herd Behavior and Cascading in  capital Markets: A Review Synthesis, European Financial Management, Vol. 9.
Hoffman O.I., (2007). Essay on the Social Dimensions of Investor Behavior: Restoration of Business Administration, Unpublished Doctoral Dissertation, Michigan University.
Hussein A. Hassan Al-Tamimi, (2009). Financial Literacy and Investment Decisions of UAE Investors, Journal of Risk Finance, Vol 10, pp. 500-516
Kropp F., Lavack A.M., Holden S.J., (1999). Smokers and Beer Drinkers: Values and Consumer Susceptibility to Interpersonal Influence, Journal of Consumer Marketing, Vol. 16.
Kohher M. and Rahul, S. (2007). Strategic Assets, Capital Structure, and Firm Performance. Journal of Financial And Strategic Decisions. Vol 50, No 3, pp: 23-36.
Lao, P., Singh, H. (2011). Herding behavior in the Chinese and Indian stock markets, Journal of Asian Economics, Vol. 22, pp. 495-506.
Paramasivan C., Subramanian T., (2012). Financial Management, Published by New Age International (P) Limited, 5th Edition.
Park C.W., Lessing P.V., (1977). Students and Housewives: Differences in Susceptibility to Reference Group Influence, Journal of Consumer Research, Vol. 4.
Salim, M. & Yadav, R. (2012). Capital structure and firm performance: Evidence from Malaysian listed companies, Published by Elseviews.
Tsai, W. H., Yang, C. C., Leu, J. D., Lee, Y. F. & Yang, C. H. (2012). An integrated group decision making support model for corporate financing decisions, Group Decision and Negotiation, pp: 1-25.
Yao, J., Ma, C. & Peng, W. (2014). Investor herding behavior of Chinese stock market, International Review of Economics & Fanance, Vol. 29, pp. 12-29.