ERP در ایران: به روزرسانی
 
·         روند رشد ERP در جهان و رابطه‌ی آن با BPMS (راه‌حل‌های مدیریت فرایند کسب و کار) و ابزارهای نوین تولید نرم‌افزار چیست؟
ERP فراتر از یک ابزار است و باید آن را یک راه حل دانست راه حلی که از ترکیب ابزار، دانش و روش به دست می آید. ابزار یعنی نرم افزاری که نیازهای ساختاری و عملیاتی ERP را فراهم سازد. دانش یعنی به روش ها یا همان Best Practices که باید بر اساس شرائط عمومی صنعت و کسب و کار و شرائط اختصاصی سازمان شناسایی و طراحی شود و مستلزم خبرگی در موضوع مورد نظر است و روش یعنی تکنیک های جایگزینی سیستم جاری با سیستم جدید که کار ساده ای نیست و اکثر پروژه های ERP در این مرحله شکست می خورند.
وقتی صحبت از ابزارهای نوین تولید نرم افزار می شود فقط به یکی از سه جنبه فوق توجه شده است. طبیعتا هر چه ابزار منعطف تری در اختیار باشد نتایج بهتری حاصل می شود. به همین جهت به نظر من BPMS رقیبی برای ERP نیست بلکه مکمل آن است. من هم معتقدم ابزارهای صلب و غیرمنعطف، مخاطرات اجرای ERP را افزایش می دهند خصوصا در جوامعی مثل کشور ما که سطح بلوغ سازمانی بالا نیست و شما در بسیاری موارد مجبور هستید فرایندهای نادرست سازمان را تحمل کنید تا سازمان برای فرایند درست ورزیده شود همانند کودکی که با چهار دست و پا راه رفتن، برای درست راه رفتن تمرین می کند.
اشکال عمده ای که وجود دارد در ادعاست. ادعای این که یک BPMS قادر است انتظارات ابزاری جهت یک ERP را با هر درجه پیچیدگی و در هر صنعت و کسب و کاری جواب دهد خیلی دور از ذهن است. اگر قرار باشد یک BPMS هرگونه فرایندی را با هر درجه پیچیدگی و جهت هر کسب و کاری پوشش دهد این به این معناست که حتی اگر چنین ابزاری وجود داشته باشد configure کردن آن بسیار پیچیده است. من تجربه ای در این زمینه دارم. ما در یکی از پروژه هایمان با این ادعا مواجه شدیم. یعنی شخصی ادعا نموده بود قادر است با استفاده از یک BPMS خارجی بسیار معتبر، تمام نیازهای مشتری را براورده سازد. وی بیان می نمود که دوران ERP به سرآمده است. طبیعتا ادعای کوچکی نبود. البته من آن را غیرممکن می دانستم خصوصا آن که آن شخص ادعا می کرد این ابزار برای تمام کسب و کارها مناسب است. من از او خواستم یک فرایند خرید بسیار ساده را برای آن سازمان آماده کند. فرایندی شامل درخواست خرید، استعلام بها، رسید موقت، کنترل کیفیت و رسید قطعی به انبار. پاسخ جالب بود، کاری که ما در کمتر از 2 ساعت انجام می دادیم برای آن شخص و با آن BPMS بیش از 15 روز طول می کشید.
البته منظور من عدم کارایی BPMS نیست بلکه معتقدم کارکرد آن را باید تشخیص داد. ما فرایندها را به دو دسته تقسیم می کنیم. فرایندهای اصلی که کسب و کار اصلی شرکت را پشتیبانی می کنند. این فرایندها پیچیدگی های فراوانی دارند و ساخت آن با BPMS ممکن نیست. یعنی نمی توان با یک BPMS سیستم هایی از قبیل فرایندهای بازاریابی و فروش، تدارک و تامین کالا، برنامه ریزی و کنترل تولید، بهای تمام شده و حتی حقوق و دستمزد را پوشش داد. دسته دوم، فرایندهای فرعی است. این فرایندها مهم و درعین حال سطحی هستند و پیچیدگی زیادی ندارند. ERP ها هم از آن ها فراری اند. این فرایندها را می توان به خوبی با یک BPMS پیاده سازی نمود به شرط آن که یک پارچگی آن با ERP فراهم باشد. به عبارت دیگر برداشت من آن ست که ERP فرایندهای اصلی را پوشش می دهد و BPMS خلل و فرج بین آن ها را.
 
·         نفوذ  ERPهای خارجی تا چه حد نرم‌افزارهای حسابداری و مدیریتی ایرانی را تهدید می‌کند؟
واقعیت آن است که کشورهای خارجی روی ERP سرمایه گذاری های عظیمی کرده اند و رقبای قدرتمندی محسوب می شوند. البته وقتی صحبت از ERPهای خارجی می کنیم منظور شرکت های بزرگی مثل SAP است که سالانه صدها میلیون دلار صرف R&D می کنند و الا صرف خارجی بودن مزیتی نیست و بسیاری از آن ها از بسیاری جهات قابل مقایسه با ERPهای داخلی نیستند ولی به نظر من ERPهای خارجی بیش از آن که تهدید محسوب شوند باید وجود آن ها را فرصت بدانیم. این که در یک شرکتی SAP با بخش قابل توجهی از امکاناتش مورد استفاده باشد مزیت فوق العاده ای است ولی چرا در عمل این گونه نیست؟ یعنی وقتی بررسی می کنید می بینید علیرغم آن که SAP در زمینه ERP سرامد است ولی پروژه های آن در کشور ما با شاخص های موفقیت یعنی کیفیت مورد انتظار، هزینه مورد انتظار و زمان مورد انتظار پروژه هایی شکست خورده اند. یعنی یا سیستم ها اصلا راه اندازی نشده اند و آن هایی که راه اندازی شده اند انحراف زیادی از زمان بندی و بودجه اولیه دارند و سطح بهره برداری سازمان از آن از یک راهکارهای داخلی حتی پکیج ها نازل تر است و در اکثر موارد مدیران از تصمیم خود پشیمانند و نه راه پیش دارند و نه راه پس زیرا هزینه نگهداری این سیستم ها نیز فوق العاده بالاست چه از لحاظ نیروی انسانی چه از لحاظ هزینه های پشتیبانی و الان هم که با تحریم و قیمت دلار قوز بالا قوز شده است.
من فکر می کنم البته در شرائط نرمال اقتصادی و عدم تحریم، نمی توان از ERPهای خارجی گذشت. ما نیز سال جاری سرمایه گذاری زیادی برای عرضه و اجرای SAP صرف کرده ایم. استدلال ما این بوده است که استقرار ERPهای قدرتمند خارجی نیاز به زیرساخت هایی دارد که اغلب در شرکت های ایرانی فراهم نیست. این زیرساخت یا اصطلاحا readiness باید با ERPهای ایرانی فراهم شود. زیرا ERPهای ایرانی از انعطافی برخوردارند که فرایندهای ناسالم را تحمل می کنند و مسیر مشخصی طراحی می کنند تا بدون اختلال در امور جاری فرایندها اصلاح شوند گرچه به نظر من در وضعیت فعلی استقرار ERPهای ایرانی بهبود عظیمی در سازمان ها ایجاد می کند که مدیران از آن غافلند و اهمیت آن را نمی دانند و متاسفانه تمایل به خرید ERPهای خارجی اغلب ناشی از عدم تعریف دقیق و فنی اهداف مورد انتظار است. 
  
·         اگر ERPهای دنیا را در چند رده‌ی تکاملی طبقه‌بندی کنیم ERP های ما در کدام راه از تکامل قرار می‌گیرند؟
اگر منظور توانایی ها و امکانات نرم افزار به معنای ابزار است بدیهی است ERPهای معتبر خارجی بسیار پیشرفته تر هستند ولی واقعیت آن است که آن امکانات وقتی اجرایی شوند ارزش پیدا می کنند. من گمان می کنم مقایسه ERPها صرفا از نظر امکانات نرم افزاری، مقایسه صحیحی نیست. مهم آن است که در وضعیت جاری کشور و وضعیت جاری شرکت ها کدام گزینه امکانات بیشتری را در اختیار کاربران و مدیران قرار می دهد. به نظر من مدیران ما پول سرسام آوری بابت امکاناتی در ERPهای خارجی می دهند که هیچگاه مورد استفاده قرار نمی گیرد. از این لحاظ بسیاری از شرکت ها را باید گورستان تکنولوژی دانست زیرا هزینه خرید و نگهداری چیزی را می دهند که نمی توانند استفاده کنند.
 
·         با توجه به مشکلات شدید صنایع کشور در تامین منابع مالی، راه‌حل‌های ERP چقدر می‌تواند موجب گردش سریع نقدشوندگی و کاهش دارایی‌ها در گردش و جلوگیری از اتلاف در بنگاه‌ها شود؟
فوق العاده زیاد! به شرط آن که در ترسیم نقشه راه، نگرانی های مدیریت را در نظر بگیریم. من در سال 1385 در یک شرکت بزرگ تولیدی تجربه جالبی کسب کردم. ما یک ERP در آن اجرا کردیم که من اعتراف می کنم حتی در مقایسه با یک ERP متعارف داخلی بسیار نازل بود. ما در واقع فقط یک ساختار فرایندی و یکپارچه ایجاد کردیم ولی نتایج بسیار درخشان بود. تعداد افراد شاغل در امور مالی از 65 نفر به 8 نفر رسید. سرعت گزارش گری افزایش یافت به گونه ای که تهیه صورت های مالی سالانه که به زحمت و با اجازه دارایی منطقه طی 8 ماه آماده می شد به کمتر از یک ماه رسید یعنی افزایش هشتصد در صدی سرعت همزمان با کاهش هشتاد درصدی هزینه. ما در مقایسه با امکانات یک ERP متعارف باید پروژه را رفوزه می کردیم ولی از حیث نتایج پروژه فوق العاده موفق بود.
باید بپذیریم صنایع ما از اتلاف بالا در منابع رنج می برند و هدفمند کردن یارانه ها و تحریم، اوضاع را بغرنج تر کرده است. این اتلاف در انرژی، نیروی انسانی، مواد اولیه (به صورت ضایعات غیرعادی)، ماشین آلات (در قالب ظرفیت های جذب نشده) و پول نقد که در انبار یا نزد بدهکاران تجاری حبس است بسیار قابل ملاحظه است. تصور کنید یک سیستم بتواند از خریدهای بی مورد جلوگیری کند، موجودی انبار را کاهش دهد و با مکانیزم های هدفمند وصول مطالبات را تسریع بخشد. این سیستم کمک موثری به نقدینگی شرکت خواهد نمود.
اجازه بدهید با یک مثال موضوع را روشن کنم. یکی از شرکت های تولید کننده کاشی در راستای طرح توسعه خود به دنبال جذب نقدینگی به مبلغ حدود 6 میلیارد تومان بود. برای این منظور یک سیستم تقسیط طراحی شد که عاملین فروش بر اساس نوع پرداخت های خود مشمول پاداش یا جرائمی می شدند. این سیستم باید کل فرایند فروش، سفارش گذاری، انبارداری و خزانه را تحت کنترل می گرفت تا به نتایج مورد انتظار می رسید. با توجه به تنوع محصول، روش های مختلف فروش و تعداد زیاد نمایندگان، فقط در ساختار یک ERP اجرای این سیستم فراهم بود.
من شخصا مشکل اصلی صنایع ایرانی را اتلاف بالا ناشی از ضایعات غیرعادی در خط تولید، دوباره کاری و ظرفیت های عظیم جذب نشده ماشین آلات و نیروی انسانی می دانم. اکثر اوقات با یک برنامه ریزی مناسب در ماشین آلات، ظرفیت تولید به شکل قابل ملاحظه ای افزایش می یابد خصوصا آن که در شرائط دشوار اقتصادی کنونی، تولید انبوه محصولات به تولیدهای کوچک سفارشی تبدیل شده است و بدون برنامه ریزی های سیستماتیک نمی توان اقتصادی تولید نمود.
 
·         آیا ERPهای نسخه‌ی باز یا بدون مجوز می‌توانند بخشی از بازار ایران را به دست آورند؟
به هیچ وجه! یک سیستم تا قبل از راه اندازی قیمتی دارد ولی وقتی راه افتاد ارزش اطلاعات درون آن و ارزش قابل اتکا بودن آن ارزشی به مراتب بیشتر از ارزش اولیه اش دارد. به همین دلیل است می بینیم گاهی اوقات نرم افزارهایی که از نظر فنی ضعیف ترند در عمل از اقبال بیشتری در بازار برخورداند فقط به این دلیل که مشتریان احساس می کنند شرکت مزبور قابل اعتمادتر و پا برجاترست. آیا واقعا مدیر یک سازمان بزرگ جرئت دارد اطلاعات را روی سیستمی قرار دهد که متولی برای آن وجود ندارد. تصور کنید مشکلی در تحویل کالا به وجود آید یا امکان صدور صورت حساب نباشد یا موجودی قابل فروش در دسترس نباشد و در همان حال، مدیر بخت برگشته به دنبال کسی است که مسئولیت آن را بپذیرد ولی کسی در دسترس یا پاسخگو نیست.
 
·         آیا ERPهای ایرانی می‌توانند محیط تولید را از محیط پیاده‌سازی جدا سازند.
باید پذیرفت جداسازی محیط تولید از محیط پیاده سازی مستلزم مدیریت دانایی است یعنی باید بتوان یک رابطه ارگانیک بین ابزار یا همان نرم افزار و تیم استقرار برقرار نمود زیرا استقرار یک ERP در اولین قدم مستلزم طراحی صحیح فرایندهاست و این موضوع علاوه بر آگاهی از نیازها و خواسته های مشتری، نیازمند آگاهی از محدودیت ها و توانایی های ابزار است. در این راستا روش شرکت های بزرگ خارجی متفاوت است. مثلا SAP شبکه بزرگی از افراد حقیقی و حقوقی ایجاد کرده است که قادرند در زمینه استقرار یا مشاوره برای مشتریان اقدام کنند. شما درخواست خود را اعلام می کنید و افراد زیادی که در زمینه مورد نظر گواهی نامه و تجربه دارند اعلان آمادگی می کنند و شما انتخاب می کنید. برای مدیریت چنین شبکه ای ایجاد یک شبکه آموزشی گسترده ضروری است.
برخی دیگر از تولید کنندگان ERP های خارجی این طور نیستند و مسئولیت استقرار را خود به عهده می گیرند. طبیعی است در این حالت ظرفیت کاری این شرکت ها کمتر از حالت اول است.
برای تفکیک محیط تولید از محیط پیاده سازی باید نرم افزار از قدرت تنظیم و configuration  برخوردار باشد تا بتوان نیازهای اختصاصی سازمان را بدون نیاز به تغییر در کد برنامه پاسخ گفت و همزمان آموزش لازم را در اختیار تیم های استقرار قرار داد. در ایران در این زمینه کارهای ارزشمندی انجام شده است و تولیدکنندگان ERP به خوبی در این زمینه حرکت کرده اند.
·         ERPهای غیرایرانی چگونه می‌توانند به‌روش‌های ایرانی را با کیفیت مطلوب جذب کنند.
به نظر من معضل اساسی خواهند داشت زیرا به روش تابعی است از صنعت و وضعیت شرکت. برای مثال نمی توان فرایندهای مطلوب یک شرکت رهبر را به یک شرکت پیرو توصیه نمود. مسایل زیادی در طراحی فرایندهای کارامد دخیل هستند مسائلی از قبیل شرایط اقلیمی، پراکندگی جغرافیایی، سایز شرکت، سن شرکت، نوع مالکیت و وضعیت رکود یا رونق بازار. نمی توان برنامه ریزی خرید مواد را در شرائط تحریم مشابه شرائط عادی طراحی نمود. من در این زمینه خاطره جالبی دارم. در یکی از شرکت های تولیدکننده قطعات فولادی با این معضل مواجه بودیم که محصولات مشمول قانون تعزیرات و نرخ گذاری بود ولی فروش ضایعات دچار چنین محدودیت نبود. در نتیجه فروش ضایعات برای شرکت بسیار سودآورتر از فروش محصول بود. این موضوع باعث شده بود رغبت مدیران کارخانه به تولید ضایعات بیشتر از تولید محصولات باشد و تمام برنامه ریزی ها حول این موضوع بود که چگونه ضایعات تولید را افزایش دهیم بدون آن نهادهای پرسشگر متوجه شوند! من گمان نمی کنم هیچ ERP در دنیا برای این خواسته راه حلی داشته باشد.
کسب و کار در ایران مسائل خاصی دارد که در سایر کشورها مفهوم نیست. برای مثال شرائط تحریم کنونی بسیار از به روش ها را به بد روش تبدیل می کند خصوصا مدیریت های سنتی و کارگاهی از یک سو و مدیریت های شبه دولتی از سوی دیگر به عدم بلوغ در سازمان منجر می شود و این موضوع در تضاد کامل با به روش های خارجی است.
·         برای جذب ERP در شرکت‌های ایرانی چگونه می‌توان شرکت‌های ایرانی را تشویق کرد و با ERP آشتی داد.
فقط آموزش و اطلاع رسانی. متاسفانه ERP در ابتدای ورود به بازار ایران به دلیل بدسلیقگی برخی همکاران با سه خصلت معرفی شده است گران، پر ریسک و طولانی. درحالی که اینطور نیست.
ERP یک پروژه اقتصادی است یعنی منافع آن بسیار بیشتر از هزینه آن است. مشکل آن است که در انتخاب ERP دقت کافی مبذول نمی شود. من در مقاله ای توضیح دادم در انتخاب و اجرای ERP باید به روش حلزونی عمل کرد یعنی یک قدم رو به آرمان مورد نظر ولی یک قدم توسعه پذیر و تکامل یابنده. استقرار ERP از جنس هضم است نه تزریق! اگر سازمان من فقط برای یک پرس غذا آمادگی دارد هزینه کردن برای یک سفره رنگارنگ نتیجه ای جز سوء هاضمه نخواهد داشت.
ERP پروژه ای است با مخاطرات کنترل شده به شرط آن که نتایج مورد انتظار به درستی تعیین شود و زیر ساخت های لازم فراهم گردد.
ERP پروژه ای است با نتایج ملموس و سریع اگر نقشه راه به درستی طراحی شود.
مدیران ما باید از طریق آموزش و اطلاع رسانی با منافع و کارکردهای ERP آشنا شوند تا این غول چراغ را به تسخیر درآورند.
·         روند آینده‌ی صنعت رایانه‌ای حسابداری و مدیریتی را چگونه می‌بینید؟
به نظر من روند مناسبی دارد. البته مشکلات بزرگی وجود دارد. یکی از مشکلات این است که رابطه این صنعت با بازار سرمایه قطع است. مشکل دیگر آن است که متاسفانه مهم ترین دارایی های این صنعت تحت کنترل مالکین آن نیست، دانش سازمانی و نرم افزار. نه حق کپی رایت به درستی اعمال می شود و نه حقوق به شرکت ها در زمینه تربیت نیروی انسانی تعلق می گیرد. با کمال تاسف هزینه آموزش و تربیت نیروی انسانی در زمینه ERP به عهده شرکت هاست. نیروی آموزش دیده در این زمینه از دانشگاه ها بیرون نمی آید و هزینه آن به عهده شرکت های عرضه کننده ERP است و در این زمینه هم هیچ حقی حتی به اندازه بازیکنان فوتبال برای این شرکت ها قائل نیستند. آماده سازی و نگهداری یک تیم در کنار یک نرم افزار فوق العاده پیچیده به همراه سرمایه گذاری های مداوم در زمینه فناوری مستلزم یک بازار ساخت یافته و قانونمند است که فعلا با آن فاصله داریم.
·         فناوری‌های جدید حسابداری و مدیریت چیستند؟
به نظر من علوم حسابداری و مدیریت تحت تاثیر فناوری های جدید قرار گرفته است. برای مثال هنگام که ثبت های مالی به صورت On Line و خودکار همزمان با ثبت رخداد در ERP انجام می شود در واقع یک ساختار چند بعدی و معنی دار در کدینگ حساب ها شکل گرفته است که اگر با تکنیک های هوش تجاری ادغام شود گنجینه عظیمی از اطلاعات و تحلیل ها را در اختیار قرار می دهد.
·         رابطه ERP با بلوغ سازمانی چیست؟
موفقیت یک پروژه ERP فقط به کیفیت نرم افزار مربوط نیست. اگر بررسی کنید می بینید یک ERP در یک صنعت نتایج متفاوتی داشته است. برای مثال یک شرکت عرضه کننده ERP در یک شرکت تولید کننده کاشی و سرامیک موفق بوده و همان ERP در شرکت دیگر تولید کننده کاشی و سرامیک ناموفق بوده است. علت اصلی شکست بسیاری از پروژه های ERP مربوط به دوره استقرار است و یکی از مهمترین دلایل عدم بلوغ سازمان که علامت مهم آن عدم شناخت دقیق نیازهای سازمان است. اگر سازمان عارضه های اصلی خود را نداند، از حداقل ساختار سازمانی برخوردار نباشد و از استراتژی مشخصی برخوردار نباشد ERP قادر به معجزه ای در آن سازمان نخواهد بود.
·         ERP و BPR کدام یک تقدم دارند؟
مکانیزه کردن کردن وضعیت موجود بدون بازطراحی فرایندهای کسب و کار حتما وضع را بدتر می کند. از سوی دیگر بدون اتکا به یک سیستم یکپارچه و فرایندگرا، بازطراحی فرایندها ممکن نیست. بنا بر این ERP و BPR را باید دو قلوهای به هم چسبیده دانست.
این عبارت گاهی اوقات شنیده می شود که ابتدا فرایندها را طراحی کنیم سپس به صورت دستی اجرایی نماییم و سپس مکانیزه کنیم. این روش از اساس ایراد دارد. زیرا بدون توجه به تکنولوژی استفاده شده و درک توانایی های سخت افزاری و نرم افزاری نمی توان فرایندهای مطلوب سازمان را به درستی طراحی نمود بلکه در بازطراحی فرایندها توجه به همه مولفه ها از قبیل تکنولوژی مورد استفاده، بلوغ سازمان، شرائط اقلیمی و سبک مدیریت باید مورد توجه بوده و سپس فرایندهای طراحی شده را به اتکا ERP اجرایی نمود.
·         ERP را به چه شرکت ها یا بنگاه های اقتصادی باید توصیه نمود؟
بهترین مشتریان ERP شرکت های موفقی هستند که توسعه آن ها به دلیل ضعف سیستم متوقف شده است. در این بنگاه ها ERP به توسعه شبکه فروش و یا بهبود زنجیره تامین و یا برنامه ریزی بهتر سفارش ها کمک می کند. گروه بعدی شرکت هایی هستند که با کاهش بهای تمام شده و کنترل هزینه های تولید یا هزینه های اداری به دنبال افزایش سود خود هستند. گروه دیگری که ERP برای آن ها قابل توصیه است شرکت هایی هستند که از انحصار کارها نزد افراد بیمناکند و می خواهند وابستگی سازمان به افراد را از بین ببرند یا بر سازمان های غیررسمی غلبه کنند. برای این منظور و با کمک سیستم، فرایندها را به جای افراد حاکم می کنند و به این ترتیب سازمان خود را مهار می کنند. گروه دیگری از شرکت ها به دنبال برنامه ریزی منابع خود اعم از مواد، نیروی انسانی، ماشین آلات و انرژی هستند تا با شناسایی و به کارگیری ظرفیت های جذب نشده، ظرفیت تولید یا خدمات خود را افزایش دهند و البته بدترین گروه شرکت هایی هستند که برای چشم هم چشمی و بدون شناخت عمیق و دقیق ERP و اثرات جانبی و دردسرهای آن و فقط بر اساس توصیه مشاوران کم تجربه به فکر تهیه و استقرار یک ERP می افتند.
 
با احترام
محمد ظاهری