اصول اجرایی حسابداری0


اصول اجرایی حسابداری 
1395 _ حمید حاجیلی 

علاوه بر مفروضات محیطی در حسابداری، برای ثبت و گزارش گیری مالی، به رهنمودها و دستور العمل های روشن تر و مشخص تری نیز  نیاز می باشد. این
دستور العمل ها که به اصول حسابداری، مرسوم می باشند در مقایسه با مفروضات حسابداری، بیشتر جنبه اجرایی و کاربردی دارند.
چارچوب اولیه و زیربنایی حسابداری ابتدا بوسیله ی مفروضات شکل می گیرد و سپس بوسیله اصول حسابداری عملی می گردد.

اصول پذیرفته شده حسابداری عبارتند از:

اصل افشای کامل
     اصل افشا ایجاب می کند که کلیه رویداد ها و وقایع مالی با اهمیت مربوط به واحد تجاری به طور مناسب وکامل، افشاء گردد.
    به طور کلی، ارائه هرگونه اطلاعات درباره رویدادها و وقایع مالی در متن صورت های مالی و یا ضمائم از طریق یادداشت های توضیحی همراه با گزارشات مالی که بتواند بطور معقول در تصمیم گیری آگاهانه استفاده کنندگان تأثیرگذار باشد، را افشا می گویند.
      اصل افشاء کامل به این معنا نیست که هر چیزی باید افشاء گردد، بلکه در افشاء اطلاعات، اولاً باید هزینه تهیه و افشاء و ثانیاً مربوط بودن آن، مورد توجه قرار گیرد.

اصل بهای تمام شده
     طبق اصل بهای تمام شده، مبادلات حسابداری در تاریخ وقوع به بهای تمام شده در دفاتر ثبت می گردند. منظور از بهای تمام شده هر دارایی، ارزش مبادله نقدی آن تاریخ تحصیل است. بدهی ها نیز معادل وجه نقد جاری مبادله که به عنوان بدهی متقبل شده مورد اندازه گیری قرار گرفته و ثبت می شود.
   چنانچه دارایی از طریق مبادلات غیرپولی در اختیار واحد تجاری قرار گیرد، ارزش متعارف دارایی تحصیل شده رایگان نیز، ارزش متعارف(منصفانه) دارایی مشابه در بازار در زمان انتقال مالکیت می باشد.
   معایب روش بهای تمام شده تاریخی: 1. تغییرات ارزش  دارایی ها در طول سال های متمادی در نظر گرفته نمی شود.  2. تغییرات ارزش پول در زمان مورد توجه قرار نمی گیرد.
   مزایای روش بهای تمام شده تاریخی: 1. واقعی و قابل اتکا است. 2. نشان دهنده ارزش متعارف دارایی در تاریخ تحصیل است.  3.  قابل رسیدگی و ردیابی است .
اصل تحقیق درآمد
    قاعده کلی آن است که درآمد هنگامی که کسب می شود باید ثبت گردد و نه قبل از آن. قانون کلی برای شناخت درآمد، قابل اندازه گیری بودن، مربوط بودن و قابل اتکا بودن آن است .
براساس اصل درآمد، باید سه شرط زیر برای ثبت درآمد محقق شود:
 1. عملیات مربوط  به تحصیل در آمد تکمیل شده باشد.
2. مبلغ درآمد به طور معقول و مطمئن قابل اندازه گیری باشد.
3. قابلیت وصول آن  بطور معقول، مطمئن باشد.
پنج روش شناسایی در آمد:

   روش فروش: در آمد در مقطع فروش ثبت می شود .
   روش وصول: تنها هنگامی استفاده می شود که دریافت وجه نامطمئن باشد. در این روش فروشنده برای ثبت درآمد باید منتظر دریافت وجه بماند. این روش محافظه کارانه ترین روش شناسایی درآمد به شمار می آید .
  روش اقساطی: این روش نوعی وصول می باشد که برای فروش های اقساطی استفاده      می شود. در این روش، سود ناویژه (بهای تمام شده کالای فروش رفته - درآمد فروش)       به تدریج که وجوه نقد وصول می گردد، ثبت می شود.
  روش تکمیل کار: برای کارها و خدماتی که سالها به طول می انجامد می باشد و در مورد زمان ثبت درآمد،  محافظه کارانه ترین شکل این است که کل درآمد در زمان تکمیل کار ثبت می شود.
   روش در صد تکمیل کار (درصد پیشرفت کار): این روش نیز برای کارها وخدمات بلند مدت می باشد. بر اساس درآمد به تدریج که کار انجام می شود، شناسایی می گردد.       به طوری که هر سال در صد تکمیل پروژه برآورد می گردد (مقایسه هزینه های انجام شده طی سال با کل هزینه های برآورده شده) و مطابق با آن درصد درآمد شناسایی می گردد. این روش زمانی مناسب است که درصد تکمیل کار در طول دوره قابل برآورده باشد.
اصل مقابله هزینه ها با درآمد ها (تطابق)
     بر اساس اصل تطابق، هزینه های انجام شده جهت ایجاد درآمد، باید به حساب دوره ای که درآمد در آن تحصیل گردیده منظور گردد. به عبارت دیگر، سود هر دوره تفارت بین درآمد های تحصیل شده و هزینه های تحمیل شده برای کسب درآمد همان دوره می باشد. مطابق این اصل، بسیاری از هزینه های انجام شده در دوره جاری، بدلیل داشتن منافع آتی به عنوان دارایی در دفاتر و صورت های مالی ثبت وگزارش می شوند.
   مبانی شناخت هزینه عبارتند از :
1. ارتباط مستقیم علت و معلولی بین در آمد و هزینه
2. تخصیص منطقی و سیستماتیک
3. شناخت بلا درنگ (تسریع در شناخت)
4. هزینه بدون منافع جاری و آتی (زیان)
     
ارتباط مستقیم علت و معلولی بین درآمد و هزینه:

برخی هزینه ها ارتباط مستقیم علت ومعلولی با درآمد شناسایی شده دوره مالی واحد انتفاعی دارند، از این رو به موازات تحقق درآمد، دارایی های مصرف شده به عنوان هزینه شناسایی می گردد. مثال: حق بازاریابی نماینده فروش، هزینه بسته بندی، بهای تمام شده کالای فروش رفته، هزینه حمل و تحویل کالا.
 
  تخصیص منطقی و سیستماتیک:

چنانچه در مواردی انتفاع از یک دارایی بیش از یک دوره گزارشگری به طول انجامد، و ارتباط مستقیم و آشکار علت و معلولی بین رویداد هزینه و درآمد
خاص وجود نداشته باشد و انقضای بخشی از بهای تمام شده دارایی ها در ایجاد درآمد در چند دوره نقش اساسی ایفا کند، در چنین شرایطی کل بهای تمام شده بین دوره های مالی که انتظار انتفاع از آن می رود، به روش منطقی، منظم و سیستماتیک سرشکن می شود. مثال: هزینه استهلاک دارایی های ثابت، هزینه بهره تسهیلات بلند مدت، هزینه اجاره، هزینه بیمه.
      شناخت بلا درنگ (تسریع در شناخت)
چنانچه بین هزینه بطور عینی ارتباط مستقیم و آشکاری با درآمدی خاص، وجود نداشته باشد و مخارج مزبور نیز، در دوره جاری فاقد منافع آتی بوده و صرفاً منافع اقتصادی دوره جاری از آن قابل انتظار باشد، علاوه بر این، ارتباط بین هزینه با درآمد شناسایی شده مرتبط با یک دوره زمانی مشخص باشد، در چنین شرایطی کل مخارج متحمل شده را بلادرنگ به عنوان هزینه دوره شناسایی می کنیم. مثال: حقوق پرداختی به مدیران و کارکنان اداری، هزینه های ناشی از دعاوی حقوقی.
    هزینه بدون منافع جاری و آتی (زیان)
هزینه ای که تعیین ارتباط آن به دوره یا دوره های مختلف غیر ممکن بوده و انتظار منافع جاری و آتی برای آن غیر قابل تصور می باشد. در چنین شرایطی، آن هزینه به عنوان زیان دوره جاری شناسایی و از درآمد دوره جاری کسر می گردد. مثال: جرایم پرداختی، خسارات وارده به دارایی ها در اثر حوادث غیر مترقبه.