صفحه نخست  دل نبشته ها   یک اشتباه یک تحلیل

یک اشتباه یک تحلیل

دل نبشته ها > یک اشتباه یک تحلیل

سال ها پیش بازدیدی از یک شرکت بزرگ تولید کننده در و پنجره آلومینیومی داشتم که با وجود نام نیک، در شرف ورشکستگی بود. علت ورشکستگی واضح بود: نداشتن فروش به دلیل قیمت بالا به نسبت رقبا و دلیل قیمت بالا، بهای تمام شده بالا به زعم مدیران شرکت. در تحلیل بهای تمام شده این شرکت نکته ای وجود داشت که از دید مدیران شرکت دور مانده بود. سهم سربار در بهای تمام شده محصولات بزرگ بود درحالی که بخش بزرگ سربار به دلیل توقف فعالیت ها باید به عنوان هزینه های جذب نشده از بهای تمام شده محصولات خارج می گشت. به عبارت دیگر با حذف هزینه های جذب نشده بهای تمام شده محصولات مبلغ واقعی خود را پیدا می کرد و شرکت می توانست با ارائه یک قیمت رقابتی و عقد قراردادهای جدید عملا هزینه های جذب نشده را جذب نماید و به سود دهی برسد. در واقع عدم محاسبه صحیح بهای تمام شده محصولات مدیران را به اشتباه انداخته و شرکت مزبور را به مرور در ورطه ورشکستگی انداخته بود

برخلاف سنت رایج در کشور که شرکت های بحران زده تلاش می کنند با تعدیل نیرو، خود را از بحران نجات دهند به نظر می رسد عامل اصلی زیاندهی شرکت ها بالا بودن هزینه های نیروی کار مستقیم نیست بلکه عامل اصلی آنست که سطح فعالیت در این شرکت ها زیر نقطه سر به سر قرار دارد. به عبارت دیگر حجم فروش، توجیه کننده هزینه های ثابت (سربار) نیست. در این موارد مدیران باید تلاش کنند سطح فروش را افزایش دهند زیرا کاهش نیروی مستقیم کار دردی را درمان نخواهد کرد. برای این منظور دانستن بهای تمام شده و حاشیه سود محصولات از یک سو و هزینه ظرفیت های جذب نشده از سوی دیگر از اهمیت ویژه ای برخوردار است. شرکت هایی که تنوع محصولات زیادی دارند اگر به درستی نتوانند سهم سربار را محاسبه کنند در تصمیم گیری خود برای تولید محصولات یا قیمت گذاری آن دچار اشتباهات فاحش می شوند و کم نبوده مواردی که یک شرکت با تمام توان محصولی راتولید می کرده است که آن محصول زیانده بوده و اصولا تولید آن توجیه اقتصادی نداشته است.

سیستم بهای تمام شده سنتی گرچه ابزار مناسبی در اختیار مدیران است ولی در شرائط رقابتی دقت بالاتری مورد نیاز است که از این سیستم بر نمی آید گرچه متاسفانه اغلب مدیران شرکت ها و سازمان ها از همین سیستم با این سطح دقت نیز محروم می باشند. سیستم بهای تمام شده بر اساس فعالیت (ABC) ابزار مناسبی است که در صورت وجود زیر ساخت های اطلاعاتی مناسب می تواند  مدیران را در تصمیم گیری های کلیدی راهنمایی کند. شاید ایجاد زیرساخت اطلاعاتی به صورت ایده ال دور از دسترس قلمداد شود ولی نیازی نیست در شروع کار سطح ایده ال را هدف قرار دهیم بلکه می توان از ساختار های ساده تر شروع نمود و به مرور و به صورت حلزونی به ساختــــار ایده ال نزدیک شد.